مدتی آوای گرم آشنایی بانگ بایی
زیر طاق خانه ام دیگر نمی بیچد
کیست اینسان حلقه بردر می نوازد؟ کیست؟![]()
قاصدی ازشهر عشق؟ بیکی ازدشت وفا؟
آه...شاید نازنین یار است کامشب راه خود گم کرده است
وای برمن بشت درمهمان و وضع خانه ام در هم
بسترم مغشوش ظرفها ناشسته درکنج اتاق![]()
دست وبایم را چرا گم کرده ام ![]()
جای این گلدان کجا بود؟ ها... اینجا روی میز
شاخه های گل عجب بژمرده اند
آینه دیگر کجاست؟![]()
آه... این هم آینه
این غریبه کیست؟ یاربُ این منم؟![]()
جای آن روی سبید جای آن موی سیاه
این همه چین وچروک این همه موی سبید
وقت ما تنگ است وجای خوردن افسوس نیست
شاعر افسرده لبخندی بزن![]()
شانه راگم کرده ای ؟ زلفک ژولیده رادستی بکش
در مزن دیگر عزیزم آمدم![]()
کوچه تاریک است وخالی
من در این ویرانه غمگین زیر لب آهسته می گویم![]()
او کجا وبا وفایی؟ مثل هر شب
در به روی باد بگشودم
این نسیم سرد باییزی است
کین سان حلقه بردر می نوازد![]()
![]()
![]()
![]()

