تبليغاتX
"صفحه گوگل را باز کن"
بهار
بهار
...همه چی و هیچ چی
دوشنبه 7 آبان1386
پیامبر(صلی الله علیه و آله) ...  

به نام خدا

 

هسته خرما

 

 

نشسته بودنددورهم خرمامی خوردند.هسته خرماهایش را

 

 

یواشکی می گذاشت جلوی علی. بعد از مدتی

 

 

شگفت:«پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری

 

 

جلویش باشد.»همه نگاه کردند.جلوی علی ازهمه بیشتر

 

 

 بود. علی گفت:«ولی من فکر می کنم پرخورکسی

 

 

است که خر ماهایش را با هسته خورده.»همه نگاه

 

 

کردند. جلوی پیامبر هسته خرمایی نبود. «همه»

 

 

 خندیدند.

 

 

 

بر گرفته از کتاب پیامبر(کتاب دانشجویی)