تبليغاتX
"صفحه گوگل را باز کن"
بهار
بهار
...همه چی و هیچ چی
جمعه 3 خرداد1387
یه شعر ...  

 

Newly uploaded tinypic picture

 

 

 

گفتی که به احترام عشق باران باش

 

باران شدم و به روی گل باریدم

 

گفتی که برای دل من پیچک باش

 

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

 

گفتی که برای لحظه ای دریا شو

 

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

 

گفتی که برای لحظه ای مجنون باش

 

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

 

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز

 

گل دادم و با ترنمت روئیدم

 

گفتی که بیا و از وفایت بگذر

 

از لهجه ی بی وفائیت رنجیدم

 

گفتی که بهانه ات برایم کافیست

 

معنای لطیف عشق را فهمیدم

 

گفتم زندگی این نیست 

  

این شعر از خودم نیست ولی یه تغییراتی توش دادم